وابسته به انجمن تحليلگران بدون مرز

۱۳۸۷ اسفند ۲۱, چهارشنبه

نتيجه معکوس از عملکرد فرقه ای اداره اديان وزارت اطلاعات (اِبا)

ايمان حکيم - يکشنبه 18 اسفند 1387 [2009.03.08]
اداره برخورد با اديان و فرق وزارت اطلاعات(اِبا) که هدف از تاسيس اش سرکوبی فرقه ها و جريان های دگر انديش بود، تبديل به فرقه ای حکومتی شده که در حال نابودی خود و همچنين تضعيف و استحاله نظام حاکم بر ايران است.


اداره برخورد با اديان و فرق وزارت اطلاعات ( اِبا )، نهادی امنيتي است که مسئوليت نابودی اقليتهای مذهبی و جريان های دگرانديش در ايران را بر عهده دارد، بطوريکه برخوردهای اخير با اهل سنت، مسيحيان، بهائيان، دراويش، آيت الله بروجردی، ايليا.م. و ... از اقدامات اين اداره است که با عمليات جنگ روانی انجام می شود. اين اقدامات، معمولا با سناريوهای تخريبي مشابهی مانند انتشار بولتن های خبری بطور عام (در رسانه ها و ...) يا خاص ( به مسئولان نظام و ... ) همراه است که همزمان از طريق رسانه های وابسته به اين نهاد - مانند روزنامه کيهان – به صورت زنجيره ای پشتيبانی می شود. [1]
عملکردهای تخريبي اداره اديان (ابا)، نه تنها شامل اقليتهای مذهبی و روشنفکری می شود، بلکه اقشار گوناگونی از جامعه مانند زنان، دانشجويان، کارگران، معلمان، و اعضای اصناف و ... نيز تحت سرکوب اين نهاد قرار گرفته اند. اين برخوردها که معمولا با دلايل ظاهری مانند "حفظ امنيت ملی" انجام می گيرد، در عمل، اقداماتی شديدا ضد بشری است که امنيت شهروندان ايرانی را به خطر انداخته است. به عنوان يکي از مصداقهای آن، شکنجه يا مجازاتهای غير انسانی و ظالمانه اين اداره در زندان است که شامل "بازداشت های طولانی مدت با محروميت حسی (بينايي، شنوايي و ...)، ضرب و شتم، ... آويزان کردن آنان با دست و پا، تهديد به اعدام، سوزاندن با سيگار، محروميت از خواب و زدن محکم و مکرر با کابل و ساير وسايل بر پشت و کف پا ... ضربه زدن به گوش زندانيان که به ناشنوايي ... منجر شده، ضربه زدن به نواحی اطراف چشم که به نابينايي ... انجاميده و استفاده از زهر به منظور ايجاد بيماری بوده اند. " [2]
نتايج رفتارهای ضد قانونی و ضد بشری ابا (اداره مذاهب اطلاعات(، موجب شده که ايران مکرارا از طرف مراکز حقوق بشر، سازمان عفو بين الملل و نيز در رسانه های بين المللی مورد سرزنش قرار گرفته و حتی چهره يک حکومت فرقه ای را از نظام جمهوری اسلامی نزد جهانيان ترسيم کند. چرا که در عملکردهای اداره مذاهب وزارت اطلاعات، اساسی ترين نشانه های گروههای فرقه ای به وضوح مشاهده می شود. برای مثال: تعصب و محدود سازی (مانند : فيلترينگ اينترنت، کنترل مطبوعات و ...)، عدم پذيرش هيچکس جز خود، انزوا، دوری و کناره گيري و بدبيني به اجتماع، سلب آزادی و استقلال افراد، حرکت های استعماری و استثماری، اعمال غير قانونی و ضد بشری، فريبکاری و دروغ، تناقض در گفته و عمل و ...
بر اساس يکي از قوانين بنيادين (قانون جاذبه)[3]، هر کس به چيزي بيش از حد توجه کند، همان نصيبش می شود. به نظر می رسد که اداره برخورد با اديان و فرق وزارت اطلاعات (فرقه حکومتی اِبا) نيز که تمرکز اش بر ريشه کن کردن اقليتهای مذهبی و دگرانديشان ايرانی بوده است، خود گرفتار نابودی و تخريب شده باشد. به بيان ديگر، ابائيون! با گرفتن نتايج معکوس نه تنها اقداماتی را برای نابودی خود فراهم آورده اند، بلکه در حال تضعيف ريشه های جمهوری اسلامی هستند.
بنابر شواهد و استنادات تاريخي، ظالمان بسياری در زمين زندگی کرده اند که برای حفظ قدرت و اهداف سياسی، به ظلم ها و جنايت های بسياری رو آوردند، اما اين اقدامات تاريک، نه تنها موجب بقای سلطنت دروغين شان نشد، بلکه جريانی از مبارزات را بر عليه ايشان بوجود آورد تا جاييکه از صفحه روزگار برای هميشه محو و نابود گرديدند. نتايج معکوس در اقدامات فرقه ای اداره اديان (اِبا)، نه تنها موجب ائتلاف گروههای آسيب ديده از اين نهاد و همکاری آنها با مراکز بين المللی بر عليه اين فرقه حکومتی گرديده [4]، بلکه با انتقادهای بی سابقه عده ای از مسئولان داخلی نظام مواجه شده است[5]، به طوری که سناريوي حذف فيزيکي عوامل سوخته اين جريان به زودی پيش بيني می شود.[6]

پی نوشت:
[1] برای مثال، بر چسب زدن، يکي از روش های تخريبي برای نابودی افراد و گروههاست. روزنامه کيهان، از اين ابزار تبليغي، حتی برای تخريب چهره های محبوب مردمی مانند خانم گلشيفته فراهانی که با برچسب ارتداد مواجه شده اند، استفاده می کند. برچسب هايي مانند مرتد، ملحد، فرقه و ... به کرات توسط اين روزنامه به هر فرد يا جمعيتي که با استانداردهای مذهبی (اسلام طالبانی) اين نهاد همخوانی نداشته باشد، داده شده است.
[2] بخشی از

گزارش حقوق بشر سال 2008 ايران (در تاريخ 25 فوريه 2009) «از وبسايت وزارت امور خارجه ايالات متحده http://www.state.gov/g/drl/rls/hrrpt/2008/nea/119115.htm»
[3]
http://www.roozonline.com/archives/2009/01/post_10944.php
[4] برای نمونه، در چند سال اخير، نتايج معکوس از فشارهای تحميلي "اداره برخورد با اديان" بر "جمعيت آل ياسين"، موجب اقدامات گسترده ای توسط اعضای اين جمعيت بر عليه اداره مذکور شده است. همکاری با مراکز بين المللی مدافع حقوق بشر مانند سازمان عفو بين الملل و وزارت امور خارجه آمريکا، و ارائه گزارشاتی در مورد وضعيت آقای پيمان فتاحی(رهبر جمعيت) و اعضای آن به بعضی رهبران برجسته در اروپا و آمريکا و ... (مانند آقای خاوير سولانا (دبير کل شورای اتحاديه اروپا))، از نمونه های فعاليتهای اين جمعيت در خارج از ايران است. «وبگاه سازمان حاميان ايليا در خارج از کشور
http://www.hamiyaneiliya.blogfa.com/ )
[5] برای نمونه، نامه سرگشاده آقای کروبی به وزير اطلاعات آقای محسنی اژه ای (آقای کروبی در اين نامه، به اقدامات تخريبی در مورد حسينيه های دراويش گنابادی به شدت انتقاد کرده است. به طوری که در متن نامه آمده: « چه بسا بر حسب تجارب مکرر از اين قبيل اقدامات نتيجه معکوس بگيريم. اين چه دورانديشی، تدبير و حکمتی است که نتيجه و ثمر آن به نفع دشمنان قسم خورده جمهوری اسلامی تمام می شود.» يا «دستهای پنهانی که قصد دارند نظام اسلامی را به حکومتی فرقه ای تبديل و ماهيت واقعی آن را استحاله کنند» يا موارد مشابه ديگر. ) « http://news.gooya.com/politics/archives/2009/02/084400.php»
[6] اشاره به خودکشی سعيد اسلامی (سعيد اسلامی يکي از عاملين قتلهای زنجيره ای است که به اعتقاد بسياری از روشنفکران و اهل قلم، خودکشی وی در زندان برای از بين بردن اين مهره سوخته توسط دستهای پنهانی انجام گرفته است.)

ايمان حکيم


imaa.hakim@gmail.com
tahlilgaran.bedoonmarz@gmail.com
http://tahlilgarane-yaasin.blogspot.com%20/

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر